تبليغاتX
ماوراء الطبیعه و عرفان

قالب پرشین بلاگ


ماوراء الطبیعه و عرفان
لینک دوستان
یا (( هادی ))

سلام و درود



صادرات و واردات نفس :



دهان روح و تن :

انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏كه هرزه خوراك مى‏شوند، هرزه كار مى‏گردند. كسانى كه هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند.


وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و كثیف مى‏شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته‏ هایش زهرآگین خواهد داشت.


حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى كه پاك است، آن نبات هم پاك و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى كه پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*


خود عمل، حاكى است كه از چه آبى روییده شده است




( عارف بزرگوار علامه حسن حسن زاده ی آملی )
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:10 ] [ مخلوق آریایی ]
(( لا اله الا الله ))

سلام و درود



نامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم
 
محضر مبارک نخبة الفلاسفة و آیة‏الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، میزان تحصیل پنجم ریاضی. اشتغالات فعلی تحصیلات حوزه قم حدود لمعه اصول الفقه. آخوندزاده. محیط زیست: دو سال سربازی در تهران، شش سال کودکی در قم، تحصیلات اولیه و بیشتر تحصیلات دبیرستان نیز در قم، چند سالی کرمانشاه.

چنین تشخیص می‏دهدم که تنها ممکن است‏شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می‏کنم هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته‏اند و سبب آن شده‏اند که مرا از حرکت‏به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می‏دارند.

درخواستی که از شما دارم برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست‏بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

یادآور می‏شوم نصیحت نمی‏خواهم و الا دیگران ادعای ناصحیت فراوان دارند.دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. همان گونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت. (مسموع است).

باز هم خاطرنشان می‏سازم که نویسنده با خود فکر می‏کند که شفاها موفق به پاسخ این سؤال نمی‏شود.

وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می‏دانید و بر این موضوع می‏توانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید. در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود وا گذارید.

 متشکرم.

امضا23/10/1355



جواب علامه به نامه اول


السلام علیکم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته‏اید لازم است همتی برآورده، توبه‏ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می‏شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید رضای خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاری که می‏خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. همین حال را تا شب، وقت‏خواب ادامه خواهید داد و وقت‏خواب، چهار پنج دقیقه‏ای در کارهایی که روز انجام داده‏اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.


هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید.

و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید.


 این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال سخت و در ذائقه نفس تلخ می‏باشد ولی کلید نجات و رستگاری است. و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از بیست روز از حال اشتغال، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود.

 والسلام علیکم.

محمد حسین طباطبایی


توضیح:

توبه، پس از آنکه بنده از وظیفه بندگی سرباز زد واجب است هر چه زودتر به درگاه الهی برگردد و از حق تعالی طلب مغفرت و آمرزش نماید و آمادگی خود را برای فرمانبری اعلام کند. بر این معنی عقل و نقل گواه و آیات و روایات بسیار است. در قرآن کریم آمده است: توبوا الی الله جمعیا ایها المؤمنون; ای مؤمنان همگی به سوی حق تعالی برگردید و توبه کنید.

امام باقر(ع) فرماید: کسی که از گناه توبه کند بسان کسی است که اصلا گناهی نداشته است.


مشارطه:

آن است که انسان پیش از شروع در کار، با خویشتن شرط و تعهد کند که از جاده مستقیم شرع خارج نشود. خواسته‏های حق تعالی را عمل کند بلکه بر خواسته‏های خود مقدم دارد و هیچ گاه از طلب رضای خداوند و آخرت جویی غلفت نورزد.


مراقبه:

آن است که بنده به هنگام عمل، حق تعالی را در نظر گیرد و خود را در محضر خداوند بیند و کشیک نفس کشد که مبادا از فرمان و خواسته مولا سرباز زند و راه دگر گیرد و عصیان ورزد و به لهو و لعب پردازد.
 
یک چشم زدن غافل از آن ماه مباشید       شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

در کارهایی که روز انجام داده‏اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید.

و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید.


محاسبه:

آن است که از خویشتن حساب کشد که فکر و فعل خود به چه صرف کرده و اوقات را چگونه به سر آورده است. پس از آنکه به کاری پرداخت و وقتی و فرصتی گذشت آن را ارزیابی می‏کند و با محک شریعت آن را می‏سنجد تا فایده و ضرر را بفهمد. بر کارهای پسندیده خدای را سپاس گوید که او را توفیق داده است و از کارهای زشت و گناه استغفار می‏کند.

 
امام(ع) فرماید: از ما نیست کسی که هر روز از خود حساب نکشد. پس اگر کار نیکی انجام داده حمد خدا کند و بیشتر انجام دهد و اگر گناهی از او سر زده از خداوند آمرزش بطلبد.

امام صادق(ع) از پدران گرامیش(ع) از رسول خدا(ص) روایت کند که فرمود: خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه عملش، در زیر هر گناهی استغفاری بیابد.


سور مسبحات:

پنج‏سوره‏ای که با (سبح) و یا (یسبح) آغاز می‏شود سور مسبحات نامیده می‏شود.

چرا که این سوره‏ها با تسبیح حق تعالی آغاز می‏شود. و دو سوره اسراء و الاعلی را که با (سبحان) و (سبح) آغاز می‏شود داخل آن ندانند. در حدیث آمده است: پیامبر گرامی اسلام(ص) نمی‏خوابید مگر آنکه مسبحات را می‏خواند و می‏فرمود: در این سوره‏ها آیه‏ای است که از هزار آیه برتر است. پرسیدند: مسبحات کدام است؟ فرمود: سوره‏های حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن.

امام باقر(ع) فرماید: هر کس همه مسبحات را قبل از خواب بخواند نمیرد تا قائم(عج) را درک کند. و اگر مرد در پناه رسول(ص) خواهد بود.




نامه دوم


بسم الله الرحم الرحیم

محضر مقدس نخبة المجتهدین حجة‏الاسلام و المسلمین جناب آقای علامه محمد حسین طباطبایی دام مجده سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

خداوند ان شاء الله خیر دنیا و آخرت عطایت فرماید و با اولیا و انبیا محشورت سازد.

برادر عزیز! فراوان احساس کمبودی می‏کنم. هر چه دست و پا می‏زنم و تلاش می‏کنم و به هر جهت می‏نگرم دریا در نظرم وسیعتر جلوه می‏کند. ندانم در چه مسیری روی گردانم. کدام سفینه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختی برسم؟ از شما بردار عزیز استمداد می‏طلبم. نمی‏دانم مرا چه می‏شود.مدتی است‏خود را چنان بینم که بر آسمان افکارم ابرهای سنگین و تیره و تار برآمده و عالم مرا غمناک ساخته‏اند حتی غرشی نیست تا ببارد و آسمانی صاف بینم. عامل این تیرگی چیست; نمی‏دانم.

در لا به لای این حالات فکر می‏کنم اگر سؤال مرا در این موضوع پاسخ گویید راحت‏شوم.

برادر عزیز! با روشن‏بینی خود و حقیقت‏خواهی خود اگر بتوانید حالت مرا درک کنید و آنچنان جوابم گویید که ناخودآگاه جرقه‏ای در من به وجود آید که تا ابد (مرگ) روشن باشم. آیا می‏توانید راهنمایی کنید تا عاشق خدا شوم. 2-عاشق پیامبر شوم.3 - عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟ اگر راز عشق، مرا آموزید و معشوق را به نیکی برایم بشناسانی ولو بروی خود می‏روم.

 اگر حالت عشق در من بتوانی سازی و دستم گرفته به کوی عشق رهبری نمایید و با اشاره معشوق را بنمایی دوان دوان می‏روم حتی لحظه‏ای آرام نمی‏گیرم.
اما چه کنم جاهلم و عاشق نیستم.
 
موقعیت نویسنده: طلبه پایه معلومات: پایان دوره دبیرستان، دیپلم. علوم اسلامی: لمعه و اصول الفقه، سن:23 سال.
 
استاد عزیز، از قرآن جز خواندن (بدون تعارف) چیزی نمی‏دانم. از سخنان معصومین تقریبا بیگانه‏ام. چگونه و به چه اندازه بر آنها وارد شوم و چگونه استفاده کنم؟ صبر کنم تا رشد علمی بیابم و یا به موازات تحصیل ... طریق استفاده را نیز بیان فرمایید.

امضا


جواب علامه به نامه دوم


به عرض شریف می‏رساند نامه شریف دوم زیارت شد. قبلا نیز یک نامه دیگری رسیده بود که تا کنون پاسخ آن نوشته نشده. اصولا در زمستان گذشته در اثر کسالت مزاج و ناراحتی اعصاب نه تنها نامه جناب عالی بلکه نامه‏های زیاد دیگری که در این مدت رسیده تا امروزها برای هیچ کدام نتوانسته‏ام جواب بنویسم. امروزها که کمی حالم رو به بهبودی است تدریجا جواب می‏فرستم. به هر حال عذر گذشته را می‏خواهم.

عرض کنم روشی که برای ما در همه حال و همه شرایط در حد ضرورت است روش بندگی و به عبارت دیگر روش خداشناسی است و راه آن طبق آنچه از کتاب و سنت ‏برمی‏آید همانا یاد خدا و امتثال تکالیف عملی است. یعنی همان مراقبه و محاسبه است که در نامه اولی خدمتتان عرض شد.

فعلا به این ترتیب که هر صبح که از خواب بیدار می‏شوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد. آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید و شب وقت‏خواب به حساب کارهای روز بپردازید. اگر غفلتی شده استغفار و توبیخ نفس، و اگر نشده حمدی به خدا بکنید. و ضمنا برای تقویت ذکر تا چهل روز، روزی هزار مرتبه طرف صبح با توجه تام کلمه طیبه لااله‏الاالله بگویید. حال بندگی که از این روش به دست می‏آید الگو و مقیاس همه حالات زندگی است.
 
والسلام علیکم

محمد حسین طباطبایی

 


توضیح

چهل روز

عدد چهل و چهل روز در میان اهل معنی دارای ویژگی است. پیامبر ما در چهل سالگی به رسالت مبعوث شد. میقات موسی(ع)چهل روز بود و هر کس چهل حدیث‏حفظ کند خداوند او را در روز قیامت فقیه محشور فرماید. هر کس چهل روز اعمالش را برای خداوند خالص کند حق تعالی چشمه‏های حکمت‏ بر زبانش جاری کند و .. و در میان اهل باطن و ریاضت‏شرعی، چله ( چهل روز)نشینی مرسوم بوده است.

ذکر لا اله ‏الا الله

ذکر آن است که به یاد محبوب باشی و خود را در حضورش دانی و به فرمانش از دل و جان گردن نهی و از نافرمانیش در بیم و حذر باشی.
 
امام صادق(ع) می‏فرماید: ذکر خداوند فقط سبحان الله، الحمدلله، لااله‏الاالله و الله اکبر گفتن نیست. بلکه بدان معنی است که هر گاه فرمان الهی بر تو وارد شد به کار بندی و هر گاه نهیی رسید آن کار را ترک کنی.

لیکن برای تقویت‏حضور عندالله، در روایات بسیار به اذکار فراوانی توصیه شده است که بنده بر لب داشته باشد. و چون مرحوم علامه در این نامه به ذکر شریف لا اله‏ا لا الله توصیه فرموده است از روایات متعدد آن به یک روایت ‏بسنده می‏کنیم.

پیامبر گرامی ما می‏فرماید: نه من و نه هیچ پیامبری پیش از من، پیامی به عظمت لا اله ‏الا الله نیاورده‏اند.
 
جواب علامه طباطبایی به نامه سوم (این نامه در اختیار ما نیست)

بسمه تعالی

برادر عزیز

حالتی که به شما رخ می‏دهد حالت جذبه است. لازم است که به مراقبه بپردازید و با تمام قوا به سوی خدای متعال توجه کنید و خود را برابر حق ببینید و تصور کنید. و ضمنا روزانه اقلا با خدای خود - عز اسمه - ساعتی خلوت کرده، به ذکر او مشغول باشید. با استخاره یکی از دو ذکر شریف (لا اله‏ الا الله روزی 1000 مرتبه یا 1750 مرتبه)، (الله بدون حرف ندا روزی 1500 مرتبه و اگر توانستید سه هزار مرتبه) مشغول شوید.

و در خوردن و نوشیدن و حرف زدن و معاشرت و خواب، از افراط و تفریط بپرهیزید و فرصت را غنیمت‏شمارید. چنانکه می‏فرماید: ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها و لا تعرضوا عنها. وفقکم الله و ایدکم ان‏شاءالله.

محمد حسین طباطبایی


توضیح

جذبه: حالتی است که بر اثر عنایت و توجه حق تعالی، همه آنچه را که بنده برای پیمودن منازل به سوی خداوند متعال نیاز دارد بدون زحمت‏برایش فراهم می‏شود و او به آسانی و راحتی مسیر سلوک عرفانی را طی می‏کند.

ذکر «الله‏»

حق تعالی را نامهای بسیار است که بدانها خوانده می‏شود. در قرآن کریم و در دعاها نامهای فراوان حق تعالی آمده است. و در دعای جوشن کبیر هزار نام حق تعالی برشمرده شده است.

در میان نامهای خداوند اسم شریف «الله‏» دارای امتیاز و ویژگی است. چرا که نامهای دیگر دلالت‏بر بعضی از صفات جلال و جمال خداوند دارد اما اسم «الله‏» ذات خداوند با تمام صفات جلال و جمال را در بر دارد. اهل عرفان به این اسم شریف اهتمام فراوان دارند.

و می‏دانیم که ذکر نام خدا بدون حرف ندا دلالت‏بر نزدیکی خداوند به بنده دارد. چرا که ندا را برای خطاب به کسی که از ما جداست‏به کار می‏بریم و چه وقت است که خداوند از ما دور و جدا باشد.




میانه‏روی در خواب و خوراک

بدن ما نیازمند خواب است و بدون آن ادامه حیات برایمان ممکن نیست. لیکن زیاده‏روی در آن برای سلامتی جسم و جان مضر است و در دستورهای دینی ما از آن نهی شده است. در باره این موضوعات روایات فراوانی وجود دارد که به عنوان نمونه چند آیه و حدیث ذکر می‏کنیم.

قرآن کریم: کلوا و اشربوا و لا تسرفوا. (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید)رسول خدا(ص): به ملکوت راه نیابد کسی که شکمش را پر کند.

رسول خدا(ص): برترین شما نزد خداوند کسی است که گرسنگی و تفکرش طولانی‏تر باشد. و مبغوض‏ترین شما نزد خدواند کسی است که خواب و خوراک و نوشیدنش بسیار باشد.

امام صادق(ع): همانا خداوند زیادی خواب را دشمن می‏دارد.

امام صادق(ع): زیادی خواب دین و دنیای آدمی را بر باد می‏دهد. پیامبر گرامی ما کلام مادر سلیمان پیامبر را نقل می‏فرماید که خطاب به فرزندش سلیمان گفت: از خواب زیاد پرهیز کن، چرا که خواب زیاد سبب فقر آدمی در روز قیامت می‏شود.


سخن گفتن و معاشرت با مردم به مقدار لازم


در دستورهای دینی ما از پرگویی و رفت و آمد بسیار با هر گونه مردمی نهی شده است.


امام کاظم(ع) از پدران گرامیش روایت کند که امیرالمؤمنین(ع) به مردی برخورد که زیاده سخن می‏گفت.


حضرت ایستاد و فرمود: ای مرد، آنچه گویی دو فرشته مراقب بنویسند و به پیشگاه الهی برند، پس آنچه به کارت آید بگو و آنچه به کارت نیاید واگذار.
امام صادق(ع) می‏فرماید: خداوند به چیزی برتر از سکوت پرستش نشده است.


رسول خدا(ص) می‏فرماید: در سخن گفتن - به غیر ذکر خداوند - زیاده‏روی نکنید چرا که زیاده سخن گفتن - به غیر ذکر خدا - سبب قساوت قلب می‏شود و دورترین مردم از خداوند کسی است که دچار قساوت قلب شده باشد.


فیض کاشانی(ره) در کتاب اخلاقی خود در باره عزلت و کناره‏گیری یا معاشرت با مردم و فواید هر کدام فصلی طولانی اختصاص داده است و در پایان به منظور جمع‏بندی می‏فرماید:


با شناخت فواید و مضار عزلت و کناره‏گیری دانستی که نمی‏توان یکسر حکم کرد که کناره‏گیری از همه کس و همه جا و از سوی هر کسی پسندیده یا ناپسند است ‏بلکه بستگی دارد که خود شخص که باشد و همنشینش چگونه آدمی باشد و انگیزه آنان در معاشرت چه باشد. بایستی دید که به سبب آمیزش با او چه چیزی را به دست می‏آوری و چه چیزی را از دست می‏دهی و پس از مقایسه بهترین را برگزین.


سخن آخر اینکه کناره‏گیری کامل از مردم سبب دشمنی آنها می‏شود و معاشرت بسیار هم سبب گرفتار شدن به همنشینان بد می‏شود. پس راه میانه را برگزین. و این راه میانه و حد وسط با ملاحظه حالات و فواید و آفات، تفاوت می‏یابد. این سخن، حرف حق و خالص است و غیر از این هر چه گویند سخنی است نارسا.


اغتنام فرصت


برای دست زدن به کاری و توفیق در آن، هزار و یک شرط بایستی تحقق یابد تا بتوان به هدف نایل شد. هر گاه تمام زمینه‏ها و شرایط فراهم آمد بایستی سریع اقدام کرد و دست ‏به کار شد و فرصت از دست می‏رود و فراهم آمدن دوباره زمینه دیر دست می‏دهد.


امام علی(ع) می‏فرماید: الفرصة تمر مر السحاب. (فرصتها و زمینه‏های مساعد چون ابر گذراست) به سرعت می‏گذرد و بازگشت ندارد. و هر گاه فرصتها از دست رفت‏به فرموده امام علی(ع) اضاعة الفرصة غصة (از دست دادن فرصت موجب غصه است).


در حدیث‏شریفی که پایان بخش نامه‏های مرحوم علامه است اشاره به این است که در روزگار و دوره هر کس گهگاه نسیم رحمت می‏وزد و نفخه رحمانی دیردیر دست می‏دهد. حال که چنین است‏بایستی خود را در معرض آن قرار داد و از آن بهره جست. و مبادا که به آن پشت کنید و از آن غفلت ورزید.




منبع : فصلنامه کوثر
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:6 ] [ مخلوق آریایی ]
هو العلیم

 

سلام و درود

 

 

شاید شنیده باشید که می گویند قبل از ریختن آب جوش ، بسم الله الرحمن الرحیم ، بگویید

 


که ممکن است جنی در آن مکان حضور داشته باشد و به او آسیب برسد

 


یا فلزات مخصوصاً تیز آنها را دور می گرداند !

 


آیا این ها جز خرافات است یا واقعیت !

 


آیا جن که سه عنصریست و بر خلاف انسان عنصر خاکی را ندارد ، آب جوش می تواند به او آسیب برساند !

 

 


در پاسخ باید عرض شود که طی تحقیقات مستندی که انجام داده ام ، نه روخوانی از کتب ، در شرایطی این امکان تحقق می باید

 


درست است که اجنه چون عنصر خاکی ندارند می توانند به سرعت تغییر مکان دهند ، از در و دیوار و ماشین و هواپیما و در کل از جامدات  بگذرند ، اما آنها هم مانند انسان دچار غفلت می شوند ، این عبور از اجسام در حالتی است که آن ها وضعیت خود را آماده ی چنین اعمالی کرده باشند ، آنها همانطور که  مانند گاز ها می توانند منبسط شوند و اجسام را غیب کنند ، می توانند متراکم و منقبض شوند و به خود حجم بگیرند

 

 

اگر شما بدون بردن نام خدا در مکانی آب جوش بریزید ، چنانچه جنی در آن مکان حضور داشته باشد اما حواسش نباشد چون همانطور که پیش تر عرض کردیم آن ها هم دچار غفلت می شوند ، امکان آسیب رسیدن به او می باشد چون در وضعیت آماده قرار ندارد ، با اینکه آنها می توانند از ماشین و هواپیما عبور کنند اگر در حالت هوشیار و آماده نباشند ، برخورد با ماشین و هواپیما ، به آنها امکان آسیب رسانیدن دارد

 

 

همانطور که یک انسان در مقابل ضربه ای که هنوز وارد نشده ولی مطلع از وقوعش است خود را آماده می کند یا ماهیچه هایش را سفت می کند یک جن هم در صورتی دچار آسیب نمی گردد که از وقوع آن مطلع باشد و یا لا اقل در شرایط آماده باشد !

 


شما یک بدل کار حرفه ای را در نظر بگیرید او از خطرناک ترین صحنه ها جان سالم بدر می برد از روی ماشین ها و ساختمان ها و در کل موانع می پرد و می گذرد اما تصور نمایید بدون آنکه مطلع و حواسش جمع باشد ، یک کامیون از پشت سر به او بزند آیا چون او بدل کاری حرفه ایست در مقابل ضربه ای که از قبل خود را در مقابل آن آماده نگردانیده ، حتماً مصون می ماند !

 

 

اجنه هم مانند ما فرزند و نوه و ... ، دارند ، و در شرایط معمول کودکان آنها از بزرگسالان آنها ضعیف تر هستند ، آنها هم بازی می کنند ، شادی می کنند و غم ها دارند !

 


تصور نمایید در مکانی آب جوش می ریزید بدون بردن نام خدا ، و در آن مکان کودکی از جن حضور داشته باشد مثلاً در حال بازی باشد و این آب جوش به او آسیب برساند ، آیا تصور می کنید خانواده ی او به همین راحتی از شما می گذرند یا امکان دارد بدون آنکه دیده شوند از شما انتقام بگیرند !

 

 

فلزات مخصوصاً تیز آن در سیستم انرژیکی اجنه ، اختلال ایجاد می کند و چنانچه آماده نباشند و این فلزات تیز به آنها برخورد نماید آنها را دچار مشکلاتی می نماید ، شاید دیده باشید که به لباس نوزاد سنجاق وصل می کنند سنجاقی که نوکش هم تیز می باشد ، نمی خواهم بگویم این عمل اثری ندارد اما اجنه اگر بخواهند اذیت کنند از سمتی وارد می شوند که آن فلز وصل نشده باشد ، و این برخورد فلز با آنهاست که می تواند به آنها آسیب برساند و اگر وصل فلز بدون برخورد اثر هم داشته باشد ناچیز است نسبت به برخورد آن با جن ، شاید بگویید مثلاً می توان با شمشیر یا چاقو جن را آسیب رسانید اما عرض شود این در صورتی است که شما آنها را همیشه ببینید و نتوانند از دید شما مخفی شوند چون جن به موجودی اطلاق می گردد که در شرایط معمول از دیدگان مخفیست ، زیرا شما حواستان به سمتی دیگر است آنها از پشت سر بدون آنکه به آنها برخورد نماید حضور میابند ، اما در پی آزار رساندن به هیچ موجودی نباشید این موارد فقط جهت اطلاع ذکر گردید و در کل قبل از انجام هر کاری خدا را یاد نماییم و به او پناه ببریم از شر هر چیزی !

 

 

ذکر زیر را همیشه با حضور یاد کنید

 

 

فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

 

 پس به خدا پناه ببر که او خود شنوای داناست

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 10:9 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام آنکه از شدت حضور نا پیداست ...


سلام و درود



قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏


( سليمان به هدهد ) گفت : تحقيق مي‌كنيم تا ببينيم راست گفته‌اي يا از زمره دروغگويان بوده‌اي .‏ ( آیه 27 سوره نمل )



از این آیه در میابیم که انسان تحقیق نکرده ، هیچ سخنی را باید قبول نکند و تکذیب هم نکند !

[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 11:15 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام یگانه امید نا امیدان ... (( رحمان ))

 

سلام و درود

 

 

همیشه با خواب است که امور بزرگ آغاز می شود .

 

همیشه از کوچکترین رخنه است که امور بزرگ فرا می رسد .

 

در زندگی رویدادهای اندکی به وقوع می پیوندد .

 

جنگها و جشنها و هر آنچه هیاهو به پا می کند ، رویداد نیستند .

 

رویداد ، پرتو حیاتی است که بر زندگی انسانی می تابد .

 

بی خبر و بی جنجال می تابد .

 

رویداد به مانند گهواره است و به سان آن سست و پیش پا افتاده است .

 

رویداد ، گهوارۀ زندگی است .

 

هیچ گاه متوجه وقوع آن نمی شویم .

 

هیچ گاه همعصر امور ناپیدا نیستیم .

 

تنها پس از وقوع آنها ، تنها مدتها پس از وقوع آنهاست که حدس می زنیم باید اتفاقی روی داده باشد .

 

 

بر گرفته شده از : ( کتاب رفیق اعلی ، کریستیان بوبَن ، مترجم پرویز سیّار )

[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ 11:35 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام آنکه جان آفرین است ...

 

سلام و درود

 

 

اندوه به دل درآید غنیمت داریت ، که مردمان به برکت اندوه به جایی رسند .

 

( عارف بزرگوار بایزید بسطامی )

 

برگرفته شده از : کتاب نور العلوم ( به کوشش و نگارش عبد الرفیع حقیقت )

[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 18:44 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام خداوند جان و خرد    کزین برتر اندیشه برنگذرد

 

سلام و درود

 

 

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود .

 

 

در دردها ، دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است .

تقیه ی درد  ، زیباترین نمایش ایمان است .

 

 

برای همسایه ای که نان ما را ربود ،  نان

 

برای آنانکه قلب ما را شکستند ، مهربانی

 

برای کسانی که روح ما را آزردند ، بخشش

 

و برای خویشتن آگاهی و عشق می طلبم ...

 

 

 

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم  غافل از اینکه لحظه ها همان خوشبختی بودن .

 

جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعاً هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعاً هستیم می بینیم .

 

 

مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی و زاده انسان  بودن است .

 

 

چه فاجعه ای است که باطل به دستی عقل را شمشیر می گیرد و به دستی شرع را سپر .

 

 

در دشمنی دو رنگی نیست . کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند .

 

 

 ( زنده یاد دکتر علی شریعتی )

[ چهارشنبه بیستم مهر 1390 ] [ 12:21 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام یگانه بنده نوازِ بی نیاز (( الله )) 
 
سلام و درود

 

 

پریشانم درین زمانِ بی کسی ها

 


در این ایامِ بی مهری  بسی ها

 

 

خیانتِ چند رنگیِ دلبستگی ها 

 
 

ازین مردم دروغینِ عاصی ها

 
 

 ای دل غافل چه میدانی تو ...

 

 

ز خویشتنِ خویش ... 

 

 

هیچ ...  هیچ ...

 


ای دل غافل چه میدانی تو از دگران ...

 

هیچ ... هیچ ...

 

تو نمیدانی هیچ از خویش و دگرانِ خویش ...

 

 

آری بگو ...

 

 

از درد غم و بی کسی ها

 

 

ای تنهای رنجورِ زمونه ها

 


ای زخمیِ خنجرِ بی وفایی

 


ای بهارِ عشقِ دیروز ...  آغازِ پاییزِ سرد امروز...

 


بگو بگو ...

 


گریه بکن  ...

 


              اشکی بریز


                     

                                               
                             دردی بکش

 


ولی بگو ...

 

 

بگو : که هرکسی فکر خود و  فکر مال کسی

 


بگو : هرکسی و بی کسی و این بُوَد درد بسی


 
بگو : همه کسی نه بی کسی   

 


نه هر کسی ...   

 


که هر کسی و بی کسی

 


بگو : هردمی  همه کسی   همه کسی     نه هر کسی  نه بی کسی

 

نه بی کسی . . .

[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 15:55 ] [ مخلوق آریایی ]
به نام حضرت (( حق ))
 
سلام و درود



حیات حیوانی ، حیات نفسانی ، حیات روحانی

روح دارای خاصیت ایجاد توسط امر است یعنی توسط امر ایجاد هستی می کند ...

در قرآن به بقای روح و تجرد روح اشاره شد که هم باقیست و هم مجرد ...

و موجودیت روح وابسته به جسم نیست و با پایان حیات جسم ، روح از بین نمی رود !

در قرآن روح به مفاهیم مختلفی استفاده شده اما انجایی که روح در مقام ایجاد و خلقت ، از طریق امر اشاره شده ، در قرآن جمع بسته نمیشه یک روح بیشتر نیست روحی که ایجاد میکند روحی که خلقت میکنه استفاده شده  اما نفس را جمع می بندد


اینها به ما می گوید که نفس نمی تواند که همان روح باشد و بقای روح و بقای نفس در قرآن مورد تایید و تصدیق قرار گرفته است


طبقه بندی های مختلفی برای نفس انسان صورت پذیرفته است که بعضی به فلان تعداد و بعضی ها به فلان تعداد اشاره کرده اند به عنوان نمونه ( نفس اماره ، نفس لوامه ، نفس مطمئنه ، نفس ملهمه )  اما به عقیده ی بسیاری نفس یکیست و اینها تغییراتی هستند که طبق ذهنیات و اراده و عقل انسان در انسان موجود می شود و تحول پیدا می کند و با قطع حیات دنیایی مرگ نفس فرا نمی رسد !



اگر حیات با نفس یکی بود ، پس چرا خدا در قرآن می فرماید : (( ای نفس مطمئن ( با آرامش ) به سوی پروردگارت برگرد در حالیکه تو از او و او از تو راضی است .))


وقتی نفس انسان به درجه ی نفس مطمئنه می رسد خدا به او می فرماید :

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً  ( سوره ی فجر ، آیات 27 و 28 )

(( ای نفس مطمئن ( با آرامش ) به سوی پروردگارت برگرد در حالیکه تو از او و او از تو راضی است .))



علامه محمد تقی جعفری ، در کتاب آفرینش و انسان ، بعد از درج این آیه ، می نویسند : ( آخرین مرتبه ی کمال انسانی همین است که خداوند او را به ساحت ربوبی خود بخواند . )

مشخصات نفس مطمئنه ذکر شده است :نفسیست که هم او از خدا راضیست و هم خدا از او راضیست .


و در آیه 29 همین سوره ی فجر می فرماید : پس در سلک بندگانم درآى


و در آیه اخر همین سوره ی فجر می فرماید : و در بهشتم وارد شو !



نفس مرتبط و موثر در حیات است، اما نفس حیات نیست چون حیات از بین رفته است اما نفس هنوز باقیست و مورد خطاب حضرت (( حق )) قرار می گیرد .




و در مورد شعر معروف جناب مولانا :


از جمادی مُردم و نامی شدم

وز نما مُردم به ‌حیوان سرزدم

مُردم از حیوانی و آدم شدم

پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟

حمله دیگر بمیرم از بشر

تا برآرم از ملائک بال و پر

وز ملک هم بایدم جستن ز جو

کل شیء هالک الا وجهه

بار دیگر از ملک پران شوم

آنچه اندر وهم ناید آن شوم

پس عدم گردم عدم چو ارغنون

گویدم کانا الیه راجعون


 که عده ای آغاز این سیر تکاملی را ، نه تمام تکامل در این شعر ذکر شده را ،   از درون رحم مادر می دانند که مراحل جمادی و نباتی و ... را سیر می کند ( به نحوه ی تغذیه او در رحم مادر از ابتدا هم توجه بفرمایید متوجه خواهیم شد که همچو جماد بوده و بعد همچو نبات تغذیه می کند و ...  )  و بیرون رحم هم می تواند مراحل تکاملی خود را طی کند صد البته عده ای می توانند نفس خود را در دنیای بیرون رحم همچو حیوان کنند نه اینکه خود فرد حیوان شود مثلا می گویند فلانی گرگ صفت است ، یا فلانی مانند خرس تنبل فقط می خورد


و همینطور نفس می تواند ، نفس روحانی شود


و آگاهی از روح ما است نه روح ما آگاهی ما باشد چون روح فراتر از آگاهیست و محدود به آگاهی نمی شود


و در مورد تفاوت روح انسان با گیاه و حیوان و ... ، هم پیش تر صحبت شد


عده ای فطرت را مخصوص انسان می دانند و عده ای فطرت را مخصوص تمامی موجودات ، اما بطور کل ، شاید بتوان گفت تمامی آنچه که نیاز به تکامل است در موجودیتمان یا به بیانی دیگر در خلقتمان به ما بصورت قوه عطا شده است و خودمان باید بالفعلش کنیم ، و قوه یعنی امکان و استعداد ، در مورد فطرت هم عده ای آیه ی زیر را نشان از خدا پرستی در فطرت ما می دانند ، صد البته عده ای با اختیار خود بر خلاف فطرت خود عمل می کنند  :



خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ.

«به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم.»( سوره اعراف، آیه۱۷۲  )


و نظر عده ای این است که ، فطرت انسانی را ورای غریزه های حیوانی او می دانند و غریزه را جدا از فطرت می دانند


و با پیروی صحیح از آیات قرآن می توان قوه را در مسیر صحیح یا به بیانی دیگر در صراط مستقیم ، بالفعل کنیم


و ما با تسبیح حضرت حق می توانیم نفس خود را پاک از هر آلودگی نمائیم ، تسبیح یعنی شناور شدن ، ما می گوییم خدا پاک و منزه است اما در واقع با یاد این امر مطلق ، ما خود را می توانیم پاک نمائیم وگرنه چه بگوییم و چه نه ، خدا سبحان است البته خدا محدود به سبحان نمی شود


موفق تر باشید و سربلند


یا حق

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 9:15 ] [ مخلوق آریایی ]

به نام حضرت (( حق ))

سلام و درود



1- تفکر هیچ یا همه چیز


همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بینید.

هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست.

زنی که رژیم لاغری گرفته بود ، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت : (( برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت . )) با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.



2- تعمیم مبالغه آمیز


هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آن را با کلماتی چون (( هرگز )) و (( همیشه )) توصیف می کنید.

فروشنده افسرده ای که در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت : (( چه بد شانس هستم ، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. ))



3- فیلتر ذهنی


تحت تاثیر یک حادثه منفی همه ی واقعیت ها را تار می بیند.

به جزئی از یک حادثه منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش می کنید.

شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند.

به خاطر طرز برخورد خود با همکاران اداره تشویق می شوید ، اما در این میان کسی از جمع همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد از شما می گوید.

روزهای مدید در حالی که همه ی گفته های مثبت را فراموش می کنید ، تحت تاثیر این تک انتقاد رنج می برید.



4- بی توجهی به امر مثبت


با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت ، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید.

کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید ، می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.

بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد.



5- نتیجه گیری شتابزده
 

بی آنکه زمینه ی محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید.

ذهن خوانی : بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان می دهد.

پیشگویی : پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود.

 بدون هرگونه بررسی می گویید (( آبرویم خواهد رفت ؛ از عهده ی انجام این کار بر نخواهم  آمد. )) و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید (( هرگز بهبود نخواهم یافت. ))



6- درشت نمایی


از یک سو درباره ی اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید .

موردی است که به آن ، گاه بازی دوربین چشمی نام نهاده اند .



7- استدلال احساسی


فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیت ها هستند : (( از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم ؛ حتماً پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است.)) یا (( احساس گناه می کنم ؛ معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است . ))

یا (( احساس حقارت می کنم ؛ معنایش این است که فردی از درجه ی دوم اهمیت هستم . )) یا (( احساس نومیدی می کنیم ؛ حتماً باید نومید باشم . ))



8- (( باید )) ها


انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید و انتظار دارید باشد.

نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت : (( نباید اینهمه اشتباه می کردم. ))

آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت .

انواع و اقسام کلماتی که (( باید )) را به شکلی تداعی می کنند ، همین روحیه را ایجاد می نمایند.

آن دسته از عبارت های (( باید )) دار که بر ضد شما به کار برده می شوند ، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند.

اما همین باورها ، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد (( نباید این قدر سمج باشد . ))

خیلی ها می خواهند با (( باید )) ها و (( نباید )) ها به خود انگیزه بدهند .

(( نباید آن شیرینی را بخورم. )) اغلب بی تاثیر است زیرا (( باید )) ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را انجام دهند.



9- برچسب زدن


برچسب زدن شکل حاد تفکر هیچ یا همه چیز است .

به جای اینکه بگویید (( اشتباه کردم .)) به خود برچسب منفی می زنید : (( من بازنده هستم . ))

گاه هم اشخاص به خود برچسب (( احمق )) یا (( شکست خورده )) و غیره می زنند .

برچسب زدن غیر منطقی است ، زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید .

انسان وجود خارجی دارد اما (( بازنده )) و (( احمق )) به این شکل وجود ندارد .

این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم ، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند .

گاه برچسب متوجه دیگران است .

وقتی کسی در مخالفت با نظر شما حرفی می زند ممکن است او را یک متکبر بنامید .

بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر (( شخصیت )) یا (( جوهر و ذات )) اوست .

در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود .



10- شخصی سازی و سرزنش

 
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته باشید .

وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت (( این نشان می دهد که من مادر بدی هستم. )) و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند .

شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و ناشایسته بودن می شود .

بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند (( علت زندگی زنا.ش.ویی بد من این است که همسرم منطقی نیست . )) سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.


منبع : کتاب از حال بد به حال خوب   اثر : دکتر دیوید برنز    برگردان : مهدی قراچه داغی

در پناه خدا

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 8:59 ] [ مخلوق آریایی ]
درباره وبلاگ

به نام انکه یادش ارامش بخش دلهاست ، هو الرحمان

سلام و درود

ازینکه وقت گذاشتید و به این وبلاگ سر زدید ، بسیار از شما دوستان متشکرم

امیدوارم ان شاء الله مطالب آن ، سودمند باشد

استفاده از مطالب این وبلاگ در سایتها و وبلاگها با ذکر منبع بلا مانع می باشد

و ذکر منبع به این علت می باشد که مطالبی را که می نویسم بنده مسئول به پاسخگویی به ان می باشم و اگر برای دوستی سوالی پیش امد لا اقل بداند مکانی موجود می باشد که به سوالاتی که مربوط به ان مطالب است پاسخ داده می شود

با تشکر

در پناه یگانه حافظ حقیقی الله
موضوعات وب